خرید بک لینک

صعود بي نماز عين سقوط است.

پنج شنبه گذشته 18 آذرماه 95 ، بيست و پنجمين اجلاس سراسري نماز با حضور شخصيت ها و مقامات کشوري و لشکري و پيام مقام معظم رهبري برگزار شد. دوباره از اهميت نماز و ضرورت توجه بيش از پيش به اين فريضه الهي گفته شد و مسئولين هم به به و احسنت گفتند و يک بار ديگر به خودشان يادآوري کردند که” به نماز نگويند کار دارند بلکه به کار بگويند وقت نماز است”. قصه هاي تکان دهنده نماز در رسانه ها نقل شد. از خاطره مقام معظم رهبري در پريدن از پنجره قطار در حال حرکت براي اداي فريضه نماز تا نجات يافتن پيمانکار شيک پوش پروژه تونل کندوان از خشم رضاشاه به خاطر نماز اول وقت و همه اين ها انگار صرفا و صرفا خاطره و داستان است و قرار نيست کسي در اين کشور از مرز قصه عبور کرده و به عمل بپردازد.

سه شنبه 23 آذرماه يعني با گذشت فقط 4 روز از اين اجلاس ارزشمند، براي امر مقدس تعليم و تربيت عازم شيراز بودم. متوليان آموزش دانشگاهي که قرار بود در خدمت دانشجويان شان باشم، ساعت حرکت از فرودگاه مهرآباد را عنوان کردند. هواپيمايي کاسپين، ساعت 5:45 صبح. هم صحبت هاي اين اجلاس در ذهنم بود و هم تاکيدات صريح مديران ارشد هواپيمايي کشور که پروازها در اين فصل بايد حتما به گونه اي هماهنگ شود که مسافرين براي اداي فريضه نماز دچار مشکل نشوند ولي در کمال تعجب ديدم ساعت پرواز مقارن اذان صبح است و با توجه به مسافت هزار کيلومتري تهران – شيراز طبيعتا بعد از طلوع آفتاب در فرودگاه شيراز به زمين خواهد نشست.

 

بر خلاف هميشه که از تاخير ناراحتيم، اين دفعه خوشحال بوديم که خوب تاخير نيم ساعت و يک ساعت که براي پروازهاي ايراني عادي است و از اين فرصت براي نماز استفاده خواهيم کرد، در حالي که اين دفعه بر عکس، هنوز اذان نگفته بودند که گيت هاي خروجي نيز بسته شد.

قبل از بسته شدن گيت ها به مامور محترم ايست و بازرسي سپاه مراجعه کردم، شايد از اهرم نظامي هاي عزيز سوء استفاده کرده و تاخيري ولو چند دقيقه اي در پرواز ايجاد کنيم و دو رکعت ناقابل نماز صبح را بجا بياوريم که ايشان نيز با اظهار تاسف گفت” بارها تذکر داده ايم ولي رعايت نمي شود” دوستم که ايشان نيز براي امر مقدس تعليم و تعلم عازم شيراز بود گفت ” مهر نماز داري” گفتم ” نه” و پيشنهاد داد مهري از نمازخانه فرودگاه به امانت برداريم و در برگشت عودت دهيم و داخل هواپيما قبل از حرکت نماز را بخوانيم. که همين کار را هم کرديم ان شاء الله علماي محترمي که در اجلاس هاي نماز اين همه به اهميت محور نماز مي پردازند حکم غصب براي اين کار ما صادر نفرمايند.

در ورودي پلکان هواپيما به خلبان و کمک خلبان و امنيت پرواز مراجعه و ايشان نيز آدرس انتهاي هواپيما را دادند و ما هم خوشحال از اعطاي نيم متر جا براي اقامه دو رکعت نماز دو دقيقه اي، به انتها مراجعه کرديم. دوستم کاپشنش را انداخت که نماز اضطراري حين حرکت هواپيما به سمت باند پرواز بخوانيم که مشکل جديدي! نمايان و مهماندار هواپيما به اين حرکت خلاف شان و شئون دنياي مدرنيته! معترض شد. و ما هم که فرصت آخر بود با عذرخواهي توام با تشر! به کار خود ادامه داده و بالاخره موفق شديم نمازي با حداکثر سرعت اقامه نماييم. ان شاء الله که ملائک مقرب خداوند برگه جريمه اي براي عبور از سقف سرعت! برايمان نفرستند.

 

پرواز حدود ساعت 7 صبح و دقايقي پس از طلوع آفتاب در فرودگاه شهيد دستغيب شيراز به زمين نشست و خلبان براي ما سفري خوش و تفريحي به يادماندني در شهر حافظ آرزو کرد. و اينجا بود که با ياد آوري اين شعر زيباي حافظ

نماز درخم آن ابروان محرابي ***کسي کند که به خون جگر طهارت کرد

من درک کردم علت وجود اين همه دشواري در نظام مقدس جمهوري اسلامي براي اقامه نماز! چيست؟ مسئولان محترم تلاش دارند با اين سختي دادن ها به نمازگزاران ، مقدمه قبول نماز و “ان الصلاه تنهي عن الفحشاء والمنکر” را فراهم نمايند. و از اين طريق آسيب هاي اجتماعي را که اين روزها نقل همه محافل و مجالس است را کم شدن دهند.!

کاش به جاي استعفاي مديرعامل راه آهن، يا استيضاح وزير محترم راه براي اشتباه سهوي سوزنبان قطار هفت خوان ، مديرعامل هواپيمايي براي قضاشدن نماز صبح عده زيادي از هموطنان در پروازهاي جمهوري اسلامي استعفا مي داد و نمايندگان محترم مجلس برگه استيضاح را با نيت ترميم اين ناهنجاري ها در ام القراي کشورهاي اسلامي امضاء مي نمودند.

 

برچسب: نویسنده: کاوه مهدوی تاريخ: شنبه 25 مهر 1405 ساعت: 6:40

صفحه بندی